تبليغاتX
كندلوس

بهشت یک قدم نزدیکتر می شود

و دمای هوا از صورتت عبور می کند

روی خط عابر پیاده

 کسی از تاکسی پیاده مي​شود  

و راه می رود

انگار مرزی میان اسفناج وکبوتر نيست

حجم هواست

 

از کنار درخت سیب

دربست تا بهشت

صورتت خلاف می رود

و مردی که خودش را گم كرده است.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط فرزادکفیلی | 
باکی نیست بانو

جهان اتفاق ساده ایست

با جنگ نرم با نرم​تنان

بهار، تابستان، پاييز، زمستان و دوباره

بهار *

بازماندگان جنگ هم مصاحبه نمي​کنند

حتي وقتي زنت را بيشتر از مصدق دوست داري   جهان بارور نمي​شود

وقتي تو آخرين مرد سواحل مکزيکي

يا در انتظار طوفان کاترينا   دوباره بهار مي شود

فقط همين که بگويي

جهان اتفاق ساده ايست

بي اوباما

رومن گاري يا گاري کوپر

 

 

*عنوان فيلمي از "کيم کي دوک" کارگردان کره​اي

+ نوشته شده در  ساعت   توسط فرزادکفیلی | 
 

شهر با زن محال نیست

بهار من تعطیل نیست

هیهات توبه ات قبول

یک روزِ، ناز

خوابی که بی تو دیده شود خواب خوب

نیست

فاعلاتون فاعلاتون فاعلون

آنجا که زن وزن می شود، بهار

پوست تیره ات رسد به من.

برقص

بهار فصل آخرین هاست

با جوراب شلواریو لباس سیاه

با من برقصو قبول

+ نوشته شده در  ساعت   توسط فرزادکفیلی | 
                                                                                           به عشق به پاییز

 

ابر عابر آسمان است

فصل ها جنوب می زند و

پاییز می شود

+ نوشته شده در  ساعت   توسط فرزادکفیلی | 

از تو شب خیز می شوم و روز راست.      

قلبت را ادامه می دهم و

باز ، می شوم روزنه روز   

در تو ماه را  تکذیب می کنم  و خوشبخت می شوم در  آخرین اذان موذن زاده اردیبلی

+ نوشته شده در  ساعت   توسط فرزادکفیلی | 

                                                    به پل استر

 

ابرها را در يك موقعيت جديد

بار دار مي كنم

از روي علاقه.

مي روم بام تهران

در جلوه اي عجيب

خودكشي طعم روزهاست

 

شبت را پر از آلوچه مي كنم

مي روم مرغزار  گفت وگو

در تله تئاتري عجيب

مي بوسمت و شروع مي كنم

پل استر مي خوانم

 

قهوه ات كه سرد مي شود

با ملايمت، هاااا مي كنم

كه صورتت گرم شود ميان تابستان .

عرق گيري مي چسبت

و تو از خيابان سي و نهم

جنب پايگاه بالتيمور

به فضا ارسال مي شوي

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط فرزادکفیلی | 

 

غریزی

 

Add ات می کنم

 

که ابروهایت نرود تاجیکستان

 

و نشوی

  

فرار مغزها

 

در مرغزار روزهای اشتباهی.

 

در میان مردهای اسکاتلندی

 

 با آن همه دامن

 

صورتت می رود باز می رود تاجیکستان

 

میدان آزادی

 

و شغل شریفیست

 

 فروختن کت های آقای رییس جمهور

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط فرزادکفیلی | 
دیر که غروب می شود

صورتت اشتباه می رود تجریش

دربست ،آخر ابروهایت

هیچ امامزاده ای نیست..

+ نوشته شده در  ساعت   توسط فرزادکفیلی | 

روی بادبان چشمهایت زمین تنفس می کند.

ماه در تو تبلور تازه ایست

در انگاره ای جدید

واین کشتی لای ابروهایت

می رود، کانال پاناما

 

زمین ختم روزهاست

برای غصه ای که می خوانم قصه

 من می روم پی رخساره ات

هیج  ابر بارداری پا نمی دهد.

 

پا می شوم که پرواز کرده ای

 پای ام که نروی

بیدارتر با شب حرف بزنی

 

دیروز قطار  مرز صورتت را برد تاجیکستان

میدان آزادی

از مسیر تو حرف می زنم که نیست ..

 

 شبی مدارا، مدار می شوم

دور گونه ات

که هیچ وقت ساکشن و یا هر عمل وقیحی نکرده است

بازهم زندگی  نیاز به زمان دارد

 

دامن چین دار بپوش

گره گشا باش و برقص

انسجام یافتگی جهان در خبر های CNN پیداست

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط فرزادکفیلی | 

می توان ولی عصر را رو به پایین رفت و شاعر بود.

ولی عصر

ولیِ،

عصر

حراج می شود

Sale  روی تن تمام زن ها

بی هیوندا آوانته ای که دوست دارم

بی سوناتا

 و بی هیچ کوفتو ایران خودرو

 

آویزانم

روی پارک ساعی پاپ کرن می خورم

یک طرفه هم جریمه نمی کنند

حتی پیاده رو ها هم باغ وحش می شوند

و زندگی

نیاز به زمان دارد...

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط فرزادکفیلی | 

مردی ، دوام نمی آورد

روی زمین

آسمان تویی.

شهر رفته است 

جایی ،کسی 

شعر توهم نیست

 

 

اشتباه می کنم برای تمام زنگ ها 

با زنگ ،برای تمام دیوارها نوشته ام ، زن

بی  موضوعیتی عجیب

بی موقیت فرار

برای راه

که زن نیست  نیست

دلنوشته ام...

 

فقط وزن است

وزن است

و،زن است

+ نوشته شده در  ساعت   توسط فرزادکفیلی | 
طوفان که می شود

از رنگ می روم  پی انگاره ات

 

از سمت غرب

با لپهای هنور گلی ات

با دیالوگی

"که هیچ چیز نشانه هیچ چیز نیست"

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط فرزادکفیلی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
عشق به ديگري ضرورت نيست حادثه است ،
عشق يه وطن ضرورت است نه حادثه ،
عشق به خدا تركيبي از ضرورت و حادثه است

نوشته های پیشین
بهمن 1390
آبان 1389
خرداد 1389
آبان 1388
تیر 1387
خرداد 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
دی 1386
مهر 1386
تیر 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384
خرداد 1384
اردیبهشت 1384
فروردین 1384
آرشيو
پیوندها
اديبه /مهربان مي نويسد...
حسين نوروزي/دوستی روی ابر
بازهم حسین نوروزی
مهدی طهوری/ماهی قرمزش سبز است
علی دهقانی/پر از حرف و...
آیدا پوریا نسب//شاید شیرین عبادی
آیدا عزتی/زرد زرد زرد
مریم زهدی/با ممنوعه هایش یعنی همه چی /
علی جورابچی/هی نصیحتش می کنم
عاشقانه های کمی سمیرا
حدیث غلامی /خود غزل....
فرناز عراقی / دارد تند تند بزرگ می کند
احسان عزتی/میگن خیلی شبیهیم
اشکان چاوشی/خانوم کوچیک
سیما بازیار.........
شعر و همان رویا بیژنی
lمرتضاااااا مرتضايييييي
دوم خرداد 76//اشکان آوازه طلب
مسلم مسلم مسلم
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان