![]() |
![]() |
|
|
برای پرویزشاپور
چشم می گذارم که سرت گیج می رود پشت چقدر دیوار چقدر ما........ زمین به هوا که بارید٫ چقدر روی ابر ٫قدم زدنت گرفته است . با غصه ابر قیچی می کنی؟ ابر زن نیست فواصل همین روزها با چاقو... بدون مرگ.... سر تا دستت کمر تادرخت دورترین ستاره گان را هم دوست دارم . |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط فرزادکفیلی |
|
|
امسال چقدر پریشان سال تحویل کردیم
و پشت چقدر صدا ............ شایدم "بوی سبزه بوی خاک................ ولی حتما "دل من عیدی امسال شما(حدیث)
۱) با حرفی از الفبا تا تو چقدر باید دوید تا کمی لیله شویم ۲) با حرف بی صدا تکلم می شوی من شکسته می شوم"پشت چقدر صدا چقدر پ تا تو......... ۳)می چرخم به دور خودت از اول کودکی تا... گردشی به موهایت اضافه شود ۴) پا برهنه تا اتاق تو. بدنم یکی یکی رقصید که چشمهایت را گم نکند ۵) روی صندلی راحتی شب ستاره کاشته ام تا از ابروهایت کهکشان درو کنم ۶) پرده را می کشم پشت سرت صدا لیز می خورد. صبح که می شوی هنوز رفته ای تا.............. |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط فرزادکفیلی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
عشق به ديگري ضرورت نيست حادثه است ،
عشق يه وطن ضرورت است نه حادثه ، عشق به خدا تركيبي از ضرورت و حادثه است |
|
RSS
|