![]() |
![]() |
|
|
بلند بلند نفس می کشم
بلند بلند فکر می کنی کوتاه بلند قدم می زنیم یواش کوتاه می میرم .... |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط فرزادکفیلی |
|
|
از راست کنار تو روی کلمات
ذهنم که فرار می کند بیا آواز نخوان با من بالا نیار این کلمات ارزش راه رفتن هم ندارد. تناقض // // چشمهایت شروع به دویدن میکند خرگوش صحنه های خارجی بداهه شده ام بی شعر بی وزن می خورم زمین بند کفشهایت را سفت کن .....
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط فرزادکفیلی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
عشق به ديگري ضرورت نيست حادثه است ،
عشق يه وطن ضرورت است نه حادثه ، عشق به خدا تركيبي از ضرورت و حادثه است |
|
RSS
|