![]() |
![]() |
|
|
طوفان که می شود
از رنگ می روم پی انگاره ات
از سمت غرب با لپهای هنور گلی ات با دیالوگی "که هیچ چیز نشانه هیچ چیز نیست"
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط فرزادکفیلی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
عشق به ديگري ضرورت نيست حادثه است ،
عشق يه وطن ضرورت است نه حادثه ، عشق به خدا تركيبي از ضرورت و حادثه است |
|
RSS
|