![]() |
![]() |
|
|
روی بادبان چشمهایت زمین تنفس می کند. ماه در تو تبلور تازه ایست در انگاره ای جدید واین کشتی لای ابروهایت می رود، کانال پاناما زمین ختم روزهاست برای غصه ای که می خوانم قصه من می روم پی رخساره ات هیج ابر بارداری پا نمی دهد. پا می شوم که پرواز کرده ای پای ام که نروی بیدارتر با شب حرف بزنی دیروز قطار مرز صورتت را برد تاجیکستان میدان آزادی از مسیر تو حرف می زنم که نیست .. شبی مدارا، مدار می شوم دور گونه ات که هیچ وقت ساکشن و یا هر عمل وقیحی نکرده است بازهم زندگی نیاز به زمان دارد دامن چین دار بپوش گره گشا باش و برقص انسجام یافتگی جهان در خبر های CNN پیداست |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط فرزادکفیلی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
عشق به ديگري ضرورت نيست حادثه است ،
عشق يه وطن ضرورت است نه حادثه ، عشق به خدا تركيبي از ضرورت و حادثه است |
|
RSS
|